الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

43

الغدير ( فارسى )

آن را روايت كرده و صحيح دانسته است . « 1 » 12 - بنا به نقل طبرانى در المعجم الكبير ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : هركه مردم مدينه را اذيت كند ، خدا را اذيت كرده و لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم بر اوست ، و ديگر هيچ عبادت و توبه‌اى از او پذيرفته نيست . « 2 » آرى ، بسر كه با فريب معاويه به اميرى رسيد ، خود نيز هيچ‌يك از اين جنايات را انكار نكرد ، به محرّمات دامن آلود ، كشتارها كرد ، زن‌ها را اسير نمود ، اطفال را سر بريد ، خانه‌ها را ويران ساخت ، آبروى مردم را برد ، حقوق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و مجاوران حرم امن آن بزرگوار را پايمال كرد و به مجاورانش توهين روا داشت ، مجاوران حرمى كه همچون حرم خدا محترم است ، چنان كه خدا فرموده است : آنان كه رسول اللّه را برنجانند ، بر آنها كيفر دردناكى است . « 3 » آنان كه خدا و رسولش را مىآزارند ، خداوند در دنيا و آخرت بر ايشان لعنت مىفرستد . « 4 » واى بر كسى كه جرأت را به جايى برساند كه او را به دشمنى با خدا و رسولش برانگيزد و بر عليه دين قيام كند ، چنان كه يزيد نيز پا جاى پاى پدرش گذاشت و در گناهان سنگين و هجوم به مردم مدينهء منوّره گوى سبقت از او ربود و طبق وصيت پدرش ، مسلم بن عقبه را مأمور كرد كه در اين سرزمين مقدس به جنايت و خرابكارى بپردازد . سمهودى گويد : ابن ابى خيثمه به اسنادش از جويريه دختر اسماء نقل مىكند : از بزرگان و سالخوردگان مدينه كه باهم صحبت مىكردند ، شنيدم كه مىگفتند : وقتى معاويه به حال احتضار افتاد ، يزيد را خواست و به دو گفت : « هرگاه مردم مدينه بر تو بشورند ، مسلم بن عقبه را كه هوادار خوبى براى تست ، بر آنجا بگمار » . هنگامى كه يزيد والى شد ، عبد اللّه بن حنظله با گروهى نزد او رفتند و او خيلى احترامش كرد ، ليكن در برگشت ، مردم را بر عليه يزيد تحريض كرد و عيب‌هاى او را بازگفت و دعوتشان كرد كه

--> ( 1 ) . وفاء الوفاء : 1 / 31 . ( 2 ) . همان : 1 / 32 . ( 3 ) . توبة 9 / 61 . ( 4 ) . احزاب 33 / 57 .